Lucid Dreaming

ژوئیه 25, 2013


 Lucid Dreaming

خواب دیدن هم یک هنر است. دقت کردید که چقدر خواب دیدن روی اخلاق و روحیات شما اثر می گذارد؟ خوابها ممکن است روز شما را خراب کنند یا به شما انرژی و امید بدهند. بعضی از علما و فلاسفه معتقدند که خواب با رویا فرق می کند. اما هیچ کس نتوانسته به طور یقین مرز بین ایندو را مشخص کند. یعنی خواب چیست و رویا چیست خود یک بحث طولانی و عظیم است که در یک مقاله کوچک نمی گنجد. من هم نمی خواهم وارد جزئیات شوم چون آنچه الان نیاز داریم بدانیم » هنر خواب دیدن است» یا » رویابینی». یک مطلب دیگر هم داریم که » هنر خوابیدن» است که  بعدا به آن می رسیم.

«لوسید دریمینگ» Lucid Dreaming

در این باره کلاسها و دوره هایی هم وجود دارند. موسیقی های متنوعی هم برای افزایش خوابهای شفاف ساخته شده اند. منظور از شفاف خواب دیدن دو چیز است : 1- خوابهایی ببینید که می توانند در حل مشکلات به شما کمک کنند یا به عبارتی به شما راه حل را الهام کنند. 2- خوابهایی ببینید که از آینده به شما خبر می دهند.
خوابها به طور کلی سمبولیک هستند و بسته به نوع روان و باورهای فردی معنی آنها فرق می کند. یعنی اگر در باور کسی مار موجود وحشتناک و موذی است و آن فرد خواب مار ببیند باید برایش معنی بدی داشته باشد مثل اینکه خطری در کمینش است و یا کسی می خواهد به او صدمه بزند. اما دیدن مار در خواب برای فردی که مار را سمبل عظمت و قدرت می داند معنی متفاوتی خواهد داشت. برای این افراد دیدن مار به معنی به دست آوردن دانش و بیدار شدن از خواب غفلت و یا تولدی دوباره است. البته قصد من آموزش تعبیر خواب نیست. فقط مثالی زدم تا معنی شفافیت خواب را بهتر توضیح دهم.  اولین قدم برای این کار » یادآوری رویا «  است. یعنی اگر خوابت را به یاد نیاوری فایده ای ندارد. برای تقویت حافظه و یادآوری رویا می توان :
1- قبل از خواب با خود جملات تاکیدی مثبت  تکرار کنید مانند : «من خوابهایم را با دقت به یاد می آورم.» » رویاهای من زیبا هستند.» » رویاهای من به من اخبار خوب را الهام می کنند.» » من رویاهایم را دوست دارم و همه را با جزئیات به خاطر می آورم.» الی آخر…
2- دفترچه ای را با عنوان ژورنال رویا  برای خود انتخاب کنید و موقع خوابیدن آن را نزدیک خود بگذارید. تعهد کنید که بعد از هر رویا بیدار شده و آن را در دفترچه بنویسید و دوباره به خواب روید. ادامه دادن این روش کمک می کند که آهسته آهسته خوابها را در ضمیر خود بنویسید و همیشه به خاطر داشته باشید.
3- RAOM GAOM Mantra

از مانترای معروف » رائوم گائوم»   استفاده کنید. این یک مانترا یا ذکر باستانی است که باید پس از بیدار شدن در صورتی که رویای خود را فراموش کرده اید یا دقیق به یاد ندارید زیر لب تکرار کنید. در حین تکرار مانترا صحنه های رویا به سوی شما خواهند آمد و با ادامه دادن ذکر رویا کاملا به شما باز خواهد گشت. نحوه تلفظ ذکر خیلی اهمیت دارد. باید به صورت بسیار کشیده و با آهستگی اما با صدای رسا و از حلق تلفظ شود :

Raaaaaaaaaaaooooooooommmmmmm….Gaaaaaaaaaaoooooooooommmmmm

آنقدر تکرار شود تا رویا به شما بازگردد.

راه دیگری برای تقویت رویا بینی استفاده از موسیقی مخصوص است.

Brain wave Technology=Subliminal Message= Monaural , Binaural, IsoChronic
موسیقی هایی تحت عنوان » ایزو کرونیک «  و » باینورال بیتز»  و «مونورال بیتز»   از انواع موسیقی «ساب لیمینال»  هستند که به طور مستقیم روی ضمیر ناخودآگاه اثر می کنند و پیامهایی را به ذهن شما منتقل می کنند که بعدا روی ضمیر آگاه شما پدیدار خواهد شد. این موسیقی ها با عنوان » تکنولوژی امواج مغزی»   با فرکانسهای خاص تولید شده اند.
هر فرکانس طوری طراحی شده است که امواج مغزی شما را به یک یا چند تا از فازهای مغزی هدایت کند. فازهای مغزی همانطور که می دانید همان فرکانسهایی هستند که ذهن در آنها فعالیتهای خود را انجام می دهد.
مغز انسان دارای چهار فاز (مرحله) شناخته شده است : 1-  بتا : در این حالت مغز فعالیتهایی از قبیل فکر کردن و حرف زدن و فعالیتهای روزانه را انجام میدهد و در واقع زمانی است که شما بیدار و آگاه از محیط اطراف خود هستید. مغز در این حالت امواج بتا را در فرکانس 12.5-14 هرتز ساطع می کند.
2-   آلفا: در فاز آلفا مغز دارای فرکانس پایین تری است و بین 7-12 هرتز است. آلفا حالتی بین خواب و بیداری است. زمانیکه مشغول خیالات و خیالبافی هستید و به محیط اطراف توجه ندارید در حالت آلفا به سر می برید. در این حالت با یک شوک یا صدای بلند به خود می آیید و دوباره امواج مغزی به بتا باز می گردند.فرایند خود-هیپنوتیزمی معمولا به آلفا می رسد.
3-    تتا : این امواج فرکانسی بین 5-7 هرتز دارند و در این فاز مغز به خواب سبکی فرو می رود. در تتا سرعت ترمیم بافتهای بدن بیشتر می شوند و بسیاری از زخمها و جراحات روحی و جسمی بهبود می یابند. تتا همچنین حالتی است که در آن به مدیتیشن می نشینید. در این حالت ارتباط با محیط اطراف قطع می شود اما با اراده خود می توانید هر وقت که خواستید آن را تغییر داده و بیدار شوید.
4-    دلتا : در فاز دلتا ما دیگر با مغز کاری نداریم و ضمیر نا خودآگاه کاملا کنترل را در دست می گیرد. آگاهی به بالاترین درجه خود می رسد و امواج مغزی به پایین ترین حد ممکن یعنی 0-4 می رسند. این حالت در هیپنوتیزم و مدیتیشن بسیار عمیق به وجود می آید. در دلتا سرعت ترمیم 3000 برابر زمان بیداری است و امکان دسترسی به تمام داده های ذهنی وجود دارد. بازگشت از دلتا به حالت هوشیاری نیاز به زمان و راهنمایی دارد برای همین یا بعد از دلتا فرد به خواب فرو می رود و بعد از استراحت خود به خود بیدار می شود و یا توسط هیپنوتراپ بیدار خواهد شد.
حالت پنجمی هم برای امواج مغزی شناسایی شده است به نام » گاما» در حالت گاما فرکانسهای مغز به بالاترین حد ممکن بین 14-30 هرتر می رسند  این حالت فقط زمانی رخ می دهد که فرد در حال اکستازی شدید باشد. دانشمندان و مخترعین در آستانه کشف و یا کامل کردن اختراع خود به چنین فرکانس مغزی می رسند که حاکی از پرش ذهنی دارد. بیش ازاین چیزی درباره حالت گاما شناخته نشده است.

امواج «ساب لیمینال» در واقع به صورت سوتهای ممتد شنیده می شوند بدون اینکه ریتم یا تن خاصی داشته باشند ولی در اصل این سوتها فرکانسهای مخصوصی هستند که روی فعالیتهای مغزی و در نتیجه هورمونها اثر مستقیم می گذارند. این امواج روی امواج مغز اثر می کنند و آن را بالا یا پایین می برند تا نتیجه دلخواه به دست بیاید. مثلا فرکانس 528 هرتز روی مغز تولید فرکانس 8 هرتز می کند که مغز را وارد حالت تتا کرده و برای ترمیم بدن استفاده می شود. یا فرکانس   741 هرتز باعث بیداری ذهنی و باز شدن چاکرای چشم سوم می گردد. به همین ترتیب فرکانس 396 هرتز احساس گناه را از بین می برد و فرکانس  936 هرتز  خواب را لذت بخش می کند. » ایزو کرونیک» تفاوتهایی با » باینورال» دارد. در باینورال از صداهای طبیعت مثل امواج اقیانوس و یا صدای سوختن چوب در آتش هم استفاده می شود. در ایزوکرونیک چند نوع باینورال با هم ترکیب می شوند.

از دیگر انواه ساب لیمینال می توان به «

i-Doser -» Hemi-Syncو «  Brain-Sync

اشاره کرد.
با استفاده از موسیقی صحیح می توانید ذهن خود را برنامه ریزی کنید تا رویاهای دقیق و با معنی ببینید و آنها را به یاد بیاورید. به همین ترتیب با تمرین می توانید رویاهای خود را کنترل کنید و با میل خود وارد رویا شده آن را به صورتی که مایلید پیش ببرید و از آن برای پیشرفت شخصی و حتی تغییر آینده خود استفاده کنید.

و اما هنر خوابیدن که در اول مقاله اشاره کردم برای افرادی است که نمی توانند درست بخوابند و عادتهای خوابشان نا هماهنگ است یا افرادی که بدخواب و کم خواب هستند. یا کسانیکه به هر دلیلی با خوابیدن مشکل دارند.
می دانید که اگر خواب به هر دلیلی کم یا بد باشد باعث کاهش ترشح ملاتونین و در نتیجه ایجاد افسردگی مزمن خواهد شد. برای بهتر خوابیدن توصیه هایی هست که مفید خواهد بود:
1- جهت تخت یا جهتی که می خوابید نباید به گونه ای باشد که سر یا پاهایتان مستقیم جلوی در یا پنجره اتاق قرار بگیرد. اگر طوری بخوابید که در یا پنجره مستقیم بالای سرتان یا پایین پایتان قرار بگیرد در طول شب نا آرام خواهید بود و ممکن است بارها از خواب بپرید و صبحها نیز بدون انرژی بیدار می شوید. پس جهت خواب خود را تغییر دهید.
2- اگر سر خود را رو به جنوب قرار می دهید و بد خواب هستید یا صبحها بدون انرژی بیدار می شوید بهتر است سر خود را به سوی شرق و یا شمال بگذارید.
3- اگر پنجره اتاق شما به سمت خیابان یا کوچه قرار گرفته حتما از گیاهان خاردار مثل کاکتوس در اتاق خود استفاده کنید.
4- اگر در اتاق خواب شما مقابل در حمام یا توالت قرار دارد حتما در اتاق خود عود و شمع معطر بسوزانید و در داخل حمام و دستشویی نیز مقداری لوبیا بگذارید.
5- اگر هنگام خواب عصبی و کلافه هستید یا استرس دارید حتما به حالت مدیتیشن 3 دقیقه بنشینید و مودرای خواب را انجام دهید. مودرا نوعی از حرکات یوگا با انگشتان است. به این ترتیب که وسط کف دست دیگر قرار دهید و نفسهای عمیق و آهسته بکشید. ظرف چند دقیقه خواب سنگینی به شما چیره خواهد شد.
6- اگر در اتاق خواب خود کامپیوتر یا تلویزیون و موبایل دارید حتما خاموش نگه دارید یا از خود دور کنید و یا روی آنها را با پارچه بپوشانید.

امیدوارم که تجربه خوبی داشته باشید

Poste Cinq

اوت 6, 2011


کمی در مورد کندالینی بدانید

انرژی کندالینی چیست؟برای استفاده در هر وبلاگ-سایت یا کتاب نقل منبع و نام نویسنده را فراموش نکنید

.

قویترین انرژی موجود در عالم فیزیکی است که برای بیدار ساختن و کنترل آن تمرینات زیاد و عبادات بی دریغ لازم است. کندالینی انرژی پنهانی است که در نهاد انسان قرار داده شده  است. بزرگترین و قویترین انرژی روحانی یا همان نیروی حیات است که ما انسانها و عالم ما را خلق کرده است.
قدرتمندترین انرژی خانه جهان هستی در وجود شما و سراسر گیتی به سر می برد.
جایگاه کندالینی در چاکرای ریشه است که شما را به زمین وصل می کند.
نامهای دیگر آن » آتش کندالینی»  Kundalini Fire و » افعی نور» Serpent of Light است که بدن را تصفیه کرده و نیروی شفابخشی است که هر دردی را درمان می کند.
انرژی کندالینی با آگاهی بیدار می شود. آگاهی از وجود خود و درک جریان هستی. این انرژی به صورت پنهان ( یا ماری که چمبره زده و خواب است) در زیر استخوان دنبالچه و در دهانه مقعد (چاکرای ریشه) خوابیده است و منتظر فرصتی برای برخاستن می باشد.
انرژی کندالینی در همه نوع بشر وجود دارد اما نه به مقدار یکسان و قوی ترین انرژی فرا طبیعی است.


بیشترین اطلاعات درباره کندالینی از هندوستان سرچشمه گرفته و علم پزشکی امروز در حال بررسی و مطالعه این انرژی حیات بخش است.


کندالینی در زبان سنسکریت به معنی » مونثی که حلقه زده» می باشد. معنای آن این است که انرژی کندالینی  یک انرژی مونث است که انسان را به اصل و زادگاه خود برمیگرداند. انرژی قدرتمند و آرامش بخشی است که به ماری چمبره زده تشبیه شده است. وقتی شما از نظر روحی تکامل پیدا می کنید این انرژی آهسته آهسته از روی جایگاهش در چاکرای ریشه برخاسته و و مانند ماری به سمت بالا می خزد و سر راه خود از همه چاکراها عبور کرده آنها را یکایک با قدرت خود باز می کند. این انرژی ماورای طبیعه  به بالای ستون مهره ها سفر کرده همه نقاط آن را ترمیم می کند و در نتیجه همه چاکراها را به سرحد قدرت خود می رساند.


انرژی کندالینی حاصل رسیدن به «خود آگاهی» است که این فرایند با چرخه خورشید و انرژی مذکر خورشید منظم می شود. انرژی کندالینی تنها انرژی حیات نیست بلکه انرژی جن_سی نیز هست. اما این انرژی جن_سی قدرت ترمیم ذهن- جسم و روح را داراست.

علائم بیدار شدن کندالینی:

بیدار شدن این انرژی سبب تغییرات عمده ای در زندگی خواهد شد که شما را قادر خواهد ساخت دید وسیعی پیدا کنید و به نهایت خلاقیت و انرژی دست یابید. کندالینی منشا خلاقیت در عالم است. به این ترتیب خواهید توانست آرزوهای خود را به واقعیت تبدیل کنید.

بیدار شدن کندالینی همراه با تجربیات عجیب و احساسهای جدید است از جمله سوزش و سوزن سوزن شدن زیر پوست مانند وقتی که یک دسته مورچه روی پوست راه می روند . ممکن است حس کنید موجودی از شما بالا می رود- همچنین خارشهای پوستی و لرزش عضلات- گرفتگی غضلات و ضعف شدید بدنی از برخی علائم آن هستند.ممکن است صداهای عجیبی بشنوید که از دوردستها می آید یا صدای فرشتگان نگهبان خود را بشنوید که با یکدیگر یا شما صحبت می کنند.


فشار عصبی روی شما بیش از هر زمان دیگری خواهد بود و برای همین است که اکثر داوطلبان از خیر آن گذشته و تصور می کنند که مدیتیشن و یوگا هیچ کمکی به کاهش استرس آنها نکرده است!! در حالیکه به جای مهمی رسیده اند و کندالینی در حال تکان خوردن و بیدار شدن است.
ممکن است سوزش یا سوزن سوزن شدن در ناحیه چاکرای ششم ( میان دو ابرو) یا چاکرای هفتم ( فرق سر) حس شود.

به یاد داشته باشید که کندالینی اصولا یک انرژی بسیار داغ و پرحرارت است و ممکن است احساس گرگرفتگی شدید و گرم شدن ناگهانی و بی دلیل به شما دست دهد.
حتی ممکن است در جریان باز شدن چاکراها دچار استفراغ یا اسهال بدون دلیل شوید که ماهها طول بکشد.

برخاستن کامل انرژی کندالینی ممکن است برای برخی ماهها طول بکشد و برای برخی سالها. وقتی کندالینی کاملا بر می خیزد و روی دم خود می ایستد سرش در چاکرای هفتم قرار دارد و همه چاکرای قبلی را گشوده است. تا زمانیکه همه چاکراها پاکسازی نشده باشند و مسیر عبور کندالینی باز نشده باشد امکان بیدار شدن کامل آن وجود ندارد. به همین جهت است که ممکن است مدتهای طولانی بگذرد تا تمام آلودگیهای یک چاکرا تخلیه شود.

چطور می توانید کندالینی را بیدار کنید؟

روشهای گوناگونی برای پاکسازی و تصفیه چاکراها وجود دارند که کمک می کنند آلودگیها و موانع چاکراها را دور بریزید و راه گردش کندالینی را باز کنید.
یکی از این روشها تمرینات یوگا است که با مدیتشن چاکراها همراه است.
گاهی ممکن است کندالینی به طور تصادفی در اثر یک اتفاق ناهنجار و دلخراش در شما بیدار شود. برخی افراد وقتی در خطر مرگ قرار می گیرند کندالینی آنها بیدار می شود و انرژی خارق العاده ای از خود ساطع می کنند و ممکن است دست به کارهای خارق العاده بزنند تا خود و دیگران را از خطر نجات دهند.

آنچه باید بدانید این است که اگرچه کندالینی یک انرژی درمانگر و مثبت است اما ممکن است باعث بروز حوادث ناخوشایندی در زندگی شما شود. در طول مدتی که عبادت و یوگا انجام می دهید احتمال دارد که کندالینی از کنترل خارج شده و تاثیرات مخربی روی شما بگذارد از این رو تعجب نکنید اگر کنترل افکار و اعمالتان را از دست دادید و از خواب و خوراک افتادید یا مریض شدید.

کندالینی چطور برمی خیزد؟همانطور که قبلا اشاره کردیم کندالینی یک انرژی مونث  است که بر اثر تمرینات صحیح و مداوم از مسیر «نادی اصلی» که» سوشومنا » نام دارد به سمت بالا بر می خیزد و راس آن در فرق سر و چاکرای هفتم قرار می گیرد. چاکرای تاج یا هفتم حاوی انرژی مذکر است و  بر اثر ادغام انرژیهای کندالینی و چاکرای تاج در محدوده جمجمه یک لقاح داخلی صورت می گیرد که سبب باز شدن چشم سوم نیز می شود.

خروج مار کندالینی از محل چشم سوم پس از لمس چاکرای هفتم. نشانه دانش بی انتها

شیوا- خدای هندوان سمبل اصلی انرژی کندالینی و ادغام انرژیهای مونث و مذکر است.

مار کندالینی سمبل فراعنه مصر

کریشنا خدای هندوان در نوجوانی اژدهای کندالینی ( انرژی جنسی) را سرکوب کرد و به اختیار خود در آورد و از این پس جاودانه شد.

کریشنا در حال نبرد و غلبه بر کندالینی بیدار شده.

کادوسئوس سمبل طب و خدایی به این نام در اساطیر یونان- او درمان هر بیماری را داشت. سمبل علوم عرفانی و پزشکی امروز

هرمس فرعون مصر و نویسنده و جمع آوری کننده الواح زمردین – تولد دوباره تحوت خدای مصریان


نادیها چه هستند؟
نادیها Nadis در بدن غیر فیزیکی مانند اعصاب عمل می کنند وبه جای پیامهای عصبی – انرژی را از انتهای ستون فقرات به مغز می رسانند. تعداد نادیها در بدن بسیار زیاد است که از آن میان 3 نادی را از همه اصلی تر دانسته اند.

ایدا نادی Ida Nadi: حاوی انرژی مونث است و مانند ستونی در سمت چپ ستون فقرات قرار گرفته.
پینگالا نادیPingala Nadi: حاوی انرژی مذکر است و در سمت راست ستون فقرات قرار دارد.
سوشومنا نادی Sushumna Nadi: نادی اصلی و مرکزی است که درست منطبق با ستون فقرات بوده چاکرای ریشه را به چاکرای تاج متصل می کند. انرژی مانند الکتریسیته از روی نادیها حرکت می کنند.
از آنجا که ایدا و پینگالا حاوی انرژیهای مخالف هستند در نقاطی به هم جذب می شوند و تقاطع درست می کنند که در محل این تقاطعها در بدن چاکراها به وجود می آیند.

کندالینی در اصل این دو انرژی را متحد کرده و از یک شریان اصلی به نام سوشومنا جاری می گرداند که در چاکرای تاج به هم می رسند و یک حلقه را تشکیل می دهند. ادغام شدن این دو جریان انرژی سبب فعال شدن غده پینه آل در بخش اپی فیز مغز و ترشح هورمون ملاتونین می شود . این مایع شیرین مزه و حاصل لقاح انرژی در بدن است و همان آب حیات یا سنگ فیلسوفانی است که کیمیاگران توصیف کرده اند. این نکتار خدایان در متون باستانی به نام آمریت ( بی مرگی) نیز شناخته شده است. داشتن آن به منظره بی نیازی از خوراکیها و نوشیدنیهای عالم است. داشتن این قدرت به منظره قدرت خلق هر چیز از عدم و شکستن همه قوانین عالم فیزیکی و برخاستن ماورای طبیعت است.

با تحت کنترل داشتن انرژی مونث و مذکر است که یک کیمیاگر می تواند به کمال رسیده و بر همه انرژیهای طبیعت حکمرانی کند.


چطور می توان به بیدار شدن کندالینی کمک کرد؟
پرهیز از مخدرات و الکل و داروها- افزایش مدیتیشن مخصوصا مدیتیشن مخصوص کندالینی و مخصوص چاکراها- یوگا- ماساژ و مصرف سبزیجات و میوه ها به جای گوشتها و غذاهای چرب .

سوالاتی برای تفکر:

هیچ می دانید چرا ضحاک که اینقدر از او بد گفته اند دو مار کندالینی روی شانه هایش داشت؟

چگونه ضحاک هزاران سال عمر کرد و به روایتی هنوز در دماوند زنده است؟

چه کسی به ضحاک کمک کرد تا انرژی کندالینی او بیدار شود؟ این شخص نماد چه چیزی در ادیان الهی است؟

Poste quatre

اوت 6, 2011


مدیتیشن چیست؟


مدیتیشن و تمرکز ذهن حتی بعد از بارها تمرین کردن هم می تواند مشکل باشد. برای خیلی ها غیر قابل تحمل است که فقط یک جا بنشینند و به چیزی فکر نکنند. شما هم مثل سایر مردم گاهی به شدت کلافه هستید و روز دیگر بسیار آرام و خونسرد می شوید و گاهی هم آنقدر خسته و کوفته که نمی توانید چشمانتان را باز نگه دارید.

اما اینها قابل حل هستند.

راز اصلی مدیتیشن در نوع نفس کشیدن است. چنانچه روی تنفس تمرکز کنید قادر خواهید بود که تحت هر شرایطی تمرین را تا پایان ادامه دهید.

از طریق انواع مختلف نفس کشیدن می توان جریان حیاتی یا پرانا را بر حسب نیاز کاهش و افزایش داده و انرژی را متمرکز ساخت. اگر با تنفس صحیح شروع کنید بعد از چند دقیقه قادر خواهید بود با صبر و حوصله بنشینید و با آرامش و توجه کامل مدیتیشن را کامل کنید.

کمی هم درباره لغت مدیتیشن توضیح دهیم. اغلب این روزها این کلمه بر سر زبانها افتاده ولی کسی معنای صحیحی برای آن نمی داند. Meditation نامی است که از فعل Meditate گرفته شده و به معنی » تفکر عمیق » است. در آیین بودایی و هندویی مفهوم عمیقتری به خود می گیرد و به صورت تفکر عمیق به مقصود رسیدن به حقیقت در می آید که در این حالت بهترین معادل برای آن کلمه» عبادت»  است.

مدیتیشن انواع گوناگون برای مقاصد و اهداف متعدد دارد ولی باید دقت کنید که روشهای ریلکس کننده و آرامش عضلات یا Body Relaxation را با مدیتیشن اشتباه نگیرید.

در مدیتیشن هیچ نوع صدا یا موسیقی نباید پخش شود و بهترین و کاملترین روش تفکر در سکوت مطلق است. در برخی انواع آن به نام Guided Meditation یک استاد با سخن گفتن و راهنمایی شاگردان به آنها می گوید که در هر مرحله از مدیتیشن چه بکنند. این روش معمولا برای عبادت طولانی مدت و مرحله دار و برای مبتدیانی است که ممکن است دچار شک و حواس پرتی شوند.

موسیقی های خاصی برای مدیتیشن وجود دارد ولی موسیقی های ریلکسیشن به اشتباه با این نام فروخته می شوند. موسیقی مخصوص مدیتیشن باید یا اذکار مخصوص و تکرار مکرر اصوات خاص بودایی و هندویی باشد و یا باید یک موسیقی بدون زیر و بم و یکنواخت و بدون هیجان باشد.

دقت کنید که هرگز با یک آهنگ آرام یا باکلام یا گیتار یا پیانو و یا آهنگ غمگین که شما را به حالت گریه می اندازد و یا به یاد شخص خاصی می اندازد مدیتیشن نکنید.


از موسیقی های آرام با سازهایی مثل چنگ و فلوت می توانید برای ریلکس کردن بعد از یک روز کاری استفاده کنید.

اذکار مخصوص مدیتیشن ذکرهایی هستند که ذهن را به تعادل رسانده و شما را قادر به سفر در عمق کائنات می سازند. معروفترین این ذکرها OM است که به صورت طولانی A-U-M تلفظ می شود. این کلمه بخش اصلی همه اذکار بودایی- تبتی و هندو می باشد.

ذکرها Mantra به زبانهای متعددی وجود دارند اما پرطرفدارترین آنها به زبانهای تبتی و سنسکریت هستند. اگرچه می توان معنی ذکر را به زبان دلخواه در آورده و تکرار کرد متاسفانه ممکن است آهنگ ملایم و شعرگونه ذکر به دلیل ترجمه از بین برود و در نتیجه تمرکز مشکلتر شود. موسیقی و آهنگین بودن ذکر است که حفظ کردن آن را ساده می کند و به دلیل ارتعاش متعادل باعث آرامش می شود. چنانچه وزن لغات در ترجمه ذکر رعایت نشود اثر چندانی در برقراری بالانس انرژی نخواهد داشت اگرچه همچنان به ضمیر ناخودآگاه نفوذ می کند.

ذکرها حتی اگر به زبانی بیگانه باشند نیز خاصیت بسیار زیادی برای جمع آوری و فراخوانی فرشتگان و انرژیهای مثبت و سازنده در اطراف شما مخصوصا هنگام مدیتیشن دارند. همچنین این ذکرها  به ضمیر ناخود آگاه و قدرت بی حد و حصر بشر پیامهای متعدد می فرستند و او را از نیازمندی و بدن فیزیکی مطلع می سازند این امر مخصوصا در ذکرهای شفاگر صحت دارد.

دقت کنید که قبل از فرو رفتن به تفکر و عبادت فکری خود محیط اتاقی را که آن می نشینید با ارتعاشات مثبت پاکیزه کنید. ارتعاشاتی مانند صوت آوم – و یا هر ذکری مانند   Nilakantha Dharani, Om Mani Padme Hum, Om Namah Shivaya, Om Namoh Bhagavate   در تصفیه محیط بسیار موثر هستند. علاوه بر آن سوزاندن عود های مخصوص و صدای زنگهای برنجی به این امر کمک می کنند.


همیشه به نیت نیک به مدیتیشن بنشینید.چون کل مدیتیشن از نیت حاصل می شود.
بهترین جهت نشستن رو به مشرق است مخصوصا در هنگام روز و در شب  به سوی شمال است.

بهترین نحوه نشستن به صورت نیلوفر آبی است که در شکل نشان داده شده است.

  نیلوفر آبی نصفه

نیلوفر آبی کامل

البته کسانی که در ناحیه پشت و کمر و شانه احساس درد می کنند می توانند دراز بکشند اما چیزی زیر سر و پاها نگذارند. ستون فقرات باید در همه حالات کاملا راست و کشیده باشد.

ذکرها نباید در طول مدیتیشن گفته شوند بلکه باید قبل از شروع و با چشمان بسته خوانده شوند تا زمانیکه احساس شود که ذهن آمادگی پیدا کرده است.

چنانچه قبل از مدیتیشن نیت نیک و مثبت داشته باشید و اطراف خود را از منفی ها پاک کنید خطر ورود هیچ نوع موجود ارگانیک یا غیر ارگانیک به قلمرو شما وجود نخواهد داشت. توجه داشته باشید که اگر بدون آگاهی و برای مدت طولانی مدیتیشن کنید این احتمال وجود دارد که ارواح و موجودات سرگردان که تفکرات شما را می بینند در حالت مدیتیشن به آنها وارد شوند و یا خود را به نحوی به شما متصل کنند و بهره های دیگر ببرند. از این رو گفتن ذکر آوم و آگاهی از نیت و همچنین سوزاندن بخور و عود در این شرایط بسیار مهم هستند.

بهترین زمان برای مدیتیشن صبحها قبل از طلوع آفتاب است. اگرچه بعد از طلوع هم چنانچه ناشتا باشید می توانید تا ساعت 11 صبح آن را انجام دهید. بعد از ظهر ها زمان مناسبی برای این کار نیست و بدترین زمان هنگام غروب آفتاب است ( مگر آنکه مدیتیشن مربوط به یکی از چاکراهای پایینی و یا غرض دیگری توسط یک فرد متبحر باشد). شب هنگام  از ساعت 9 تا 11 شب چنانچه شکم خالی باشد یا فقط میوه صرف شده باشد ایرادی ندارد. ( برخی انواع مدیتیشن در شب یا نیمه شب انجام می شوند که عادی نبوده و باید توسط فرد متبحر انجام شوند).


قبل از مدیتیشن حتما حتما باید چند حرکت یوگا یا ورزش آیروبیک انجام شود در غیر این صورت بعد از مدیتیشن دچار حالت سرگیجه- خواب آلودگی و بد اخلاقی خواهید شد. توجه داشته باشید که مدیتیشن برای نتیجه گرفتن از سایر تمرینات روحی است و به تنهایی کافی نیست.

هرگز با شکم پر مدیتیشن نکنید. حداقل بین زمان خوردن و زمان مدیتیشن 3 ساعت فاصله بگذارید.


از مدیتیشن در محیطهای شلوغ و عمومی در کنار افراد دیگر به شدت پرهیز کنید مگر آنکه مدیتیشن از نوع ساده و تحت راهنمایی استاد باشد.

 روشی ساده:

1- به پشت دراز بکشید و بدن خود را روی ملافه حس کنید. ملاحظه کنید که چطور نفس می کشد و چطور نبض ضربان دارد. ببینید آیا بدنتان ریلکس و آزاد شده یا همچنان ماهیچه ها را محکم و سفت نگه داشته است.  چشمان را ببنید و وزن سرتان را روی زمین حس کنید. وزن بدن را روی زمین حس کنید. ببینید چه بخشهایی از بدن کاملا به زمین چسبیده و چه بخشهایی از آن فاصله دارد.

2- حالا تک تک اعضای بدن را اسکن کنید . از پنجه پاها شروع کرده و شل کنید. از پنجه به سمت مچ و سپس ماهیچه ساق پا بالا بروید و آنها را شل کنید. زانو ها و رانها و کمر- شکم- سینه – پشت و شانه ها و در آخر بازوها و پشت گردن و جمجمه. ببینید کدامیک سفت و سرد است و کدامیک گرم یا بی حس است؟ همه را بازبینی کرده و آرام آرام شل کنید. اگر در میان کار دقت کردید و دیدید چند عضله را به طور خودکار منقبض کرده اید حتما دوباره آنها را منبسط کنید.
حالا به ستون فقرات دقت کنید و تصور کنید رودخانه ای از انتهای ستون فقرات به سوی جمجمه در حال حرکت است. ببینید که سرعت جریان رودخانه چقدر است و آیا موانعی سر راه آن وجود دارد؟

3-تمام توجه خود را به سرتاسر بدن منعطف کنید و ببینید چه چیزی حس می کنید. کدام قسمتهای بدن به توجه شما بیشتر نیاز دارند؟
حال تمام توجه خود را به سمت نفس ببرید. کیفیت نفس و جنس آن از چیست؟ آهنگ نفس کشیدن شما چیست؟ آیا کوتاه و منقطع نفس می کشید یا بلند و آهسته ؟ آیا ترجیح می دهید که بعد از کشیدن نفس آن را نگه دارید تا ششها استراحت کنند؟ چه رابطه ای بین این نفسها با بدن و افکارتان حس می کنید؟  لازم نیست این رابطه را بیان کنید فقط کافی است آن را حس کنید.

4-حالا به افکار و جریانشان نگاه کنید. ببینید چه افکاری به ترتیب وارد ذهن شما شده و خارج می شوند؟ هیچ فکری را سرکوب نکنید بلکه اجازه دهید جریان بیاید و داخل و خارج شود. لیست کارهایی که باید فردا انجام دهید؟ حرفهایی که خیال دارید به دیگران بزنید؟ حواستان اینجاست یا جای دیگری است؟
نیازی نیست که روی حرفها و افکاری که وارد ذهنتان می شوند حکم صادر کنید و قضاوت کنید. فقط آنها را نگاه کنید مثل برنامه تلویزیون. با هر فکری که وارد می شود بدن و نفستان یک واکنش فیزیکی نشان می دهد. آیا بدنتان بر اثر برخی افکار سرد می شود؟ آیا نفستان تند می شود؟ ابروهایتان در هم می رود و یا انگشتانتان منقبض؟  به همه علائم توجه کنید

5-یک دست را روی قلبتان بگذارید و ضربان آن را مدتی گوش دهید..قفسه سینه با هر نفس شما بالا و پایین می رود. توجهتان را به ریتم نفسها بدهید و یواش یواش نفسها را عمیق و عمیق تر کنید تا قلب غیر فیزیکی تان را نیز حس کنید. قلبی با ضربان عاطفی.
ببینید چه حسی به شما دست می دهد؟ آیا قلب حسی شما غمگین است یا شاد یا شاید هم مضطرب؟
لازم نیست روی این احساسات تمرکز کنید. همین که از وجود آنها باخبر شوید کافی است. ببینید چه رابطه ای بین احساسات خود و نفسهایتان می یابید؟ چه رابطه ای میان بدن خود با این احساسات وجود دارد؟

6- همه این ابعاد را یکی بعد از دیگری حس کنید و بدانید آن کسی که به احوال بدن و نفس شما توجه کرده بخش اصلی و تغییر ناپذیر وجود شماست.
آهسته دستها و پاهای خود را بمالید و با کف دست چشمان خود را گرم کرده سپس آنها را بگشایید.

Post tres

اوت 6, 2011


علم تاروت خوانی



کلمه تاروت در اصل » تارو» تلفظ می شود و ت آخر آن ناخوانا می باشد. هنر پیشگویی و دیدن آینده است که از دوران مصر باستان به وجود آمده و در ملل مختلف تحت همین نام استفاده شده است. کارتهای تاروت کارتهایی اسرارآمیز و مقدس هستند که باید با احتیاط و احترام آنها را جا به جا کرد. همواره تاروتهای متعددی برای هدفهای مختلف طراحی شده اند که از جمله آنها می توان به تاروت مصری- تاروت رومی- تاروت هندی. تاروت اوشو- تاروت شاه آرتور (انگلیسی)- تارون عاشقان- تاروت اسطوره ای- تاروت فنگ شویی و صدها تاروت دیگر اشاره کرد. مشهورترین تاروتی که توسط اکثر تاروت خوانان دنیا استفاده می شود و برای پاسخ به کلیه سوالات استفاده می شود تاروت جهانی راید است که توسط شخصی به نام رایدر ویت که از شاگردان آلیستر کراولی بوده طراحی و تنظیم شده است.


تاروت خوانی همیشه در اروپا طرفداران زیادی داشته و اروپاییان از تاروت برای کارهایی غیر از پیشگویی نیز استفاده می کنند مانند بازیهای جذابی که می توان با این کارتها داشت و حتی گفتگو با ارواح و مردگان.


اگرچه مفهوم تاروت برای ایرانیان جدید و شاید نا آشنا باشد اما امروزه در غالب کشورهای آسیایی و حتی خاورمیانه طرفداران بسیاری دارد. کشورهایی مانند مصر و مراکش و حتی امارات اتحادیه های مخصوص تاروت خوانان را احداث کرده اند که افراد با مراجعه به اتحادیه می توانند علم تاروت را فرا بگیرند و یا سوالات خود را مطرح کنند.

در کشور چین تاروت انواع متفاوتی دارد که بر اساس هنر پیشگویی چینی هستند و آن را » آی-چینگ» می نامند. آی-چینگ  علمی پیچیده تر از تاروت است که تنها پس از گذراندن دوره های طولانی فرد قادر به استفاده از آن است. اما تاروت علمی است فراگیر که بیشتر از نیروی ذهن و ضمیر ناخودآگاه بهره می برد علاوه بر آن فرشتگان تاروت همیشه در کنار تاروت حاضر هستند که پرسش کننده را یاری می کنند کارت مناسب با حالش را بردارد.


خواندن تاروت نیازمند گذراندن حداقل یک دوره 2 ماهه زیر نظر استاد تاروت خوان است. در غیر اینصورت تعابیر و خواندن کارتها غلط و اشتباه خواهند بود و کتابچه راهنمای داخل بسته تاروت فقط حکم خلاصه معانی را دارد که گوینده را در تعبیر راهنمایی می کنند.


چینش های مختلفی برای خواندن کارتهای تاروت وجود دارد که عدد آن به بیش از 1000 نوع می رسد. علاوه بر این هر تاروت خوان حرفه ای می تواند با کمی صبر نوع جدیدی از چینش کارتها را اختراع کند که برای سوالات خاصی استفاده شود.


چه سوالاتی می توان از تاروت پرسید؟


در نگاه اول شاید بسیاری گمان کنند که بیشتر سوالات در زمینه روباط عاشقانه و ازدواج باشد.

این در حالی است که تنها 10 درصد از سوالات به این مسئله اختصاص دارند. در زیر تعدادی نمونه سوال آورده شده است که می توانید در دیدار با تاروت خوان بپرسید:


در زمینه تجارت و شغل:

1- اگر دو یا چند موقعیت شغلی دارید و می خواهید بدانید کدامیل در آینده به نفع شما خواهد بود

2- اگر شک دارید که کدام شغل برای آینده دور مناسب تر است

3-اگر قصد شراکت با کسی را دارید و می خواهید بدانید آیا این شراکت به صلاح هست یا نه

4- اگر پولی دارید وی می خواهید بدانید در چه راهی سرمایه گذاری کنید تا سور بیشتری بدهد

5-اگر از محیط شعلی خود ناراحت هستید و می خواهید بدانید راه حل چیست

6-اگر در محیط کاری با رییس خود یا همکاران مشکل دارید و می خواهید دلیل آن را بدانید و آن را رفع کنید

7-اگر از کاری که می کنید سود نمی برید و می خواهید راه چاره پیدا کنید

8- اگر شک دارید که آیا شغل خود را عوض کنید یا خیر

9- اگر قصد دارید شغلتان را تغییر دهید اما شک دارید که وارد چه کاری شوید

10- اگر بین دو یا چند تجارت دو دل هستید و نمی توانید هیچیک را انتخاب کنید

11-اگر می خواهید بدانید چه زمانی برای آغاز تجارتتان بهتر است

و……..


در زمینه خانواده و دوستان:


1- اگر با یک یا چند تن از افراد خانواده یا دوستان میانه خوبی ندارید و دلیل آن را نمی فهمید

2- اکر می خواهید بدانید چه کنید تا روابطتان با مادر/پدر/ خاله/ عمو/ دوستان بهتر شود

3- اکر می خواهید که کسی با شما صادق هست یا خیر

4- اگر می خواهید بدانید که دوستی و نزدیکی با کسی به نفع شما خواهد بود یا خیر

5-اگر می خواهید بدانید که این ازدواج به نفع شما هست و اگر نیست راه چاره چیست

6- اگر ازدواج کرده اید و با همسرتان مشکلاتی دارید و می خواهید دلیل آن را بدانید و راه چاره را پیدا کنید

7- اگر با فرزندتان کنار نمی آیید و یا فرزندانتان ایجاد مشکل می کنند و می خواهید ریشه آن را بیابید

8- اگر تصمیم به طلاق دارید و شک دارید که آیا کار درستی هست یا نه

9- اگر می خواهید از روابط مخفی دوستان یا اطرافیانتان آگاه شوید.

10- اگر می خواهید دلیل آزار دوستان را بدانید

11- دوست قدیمی دارید که نمی دانید به او زنگ بزنید یا نه

12شک دارید که با کسی بیرون بروید یا نه

13- می خواهید بدانید که به صلاح شماست اگر به سفر بروید

14-آیا به صلاح است که به دیدن فرد خاصی بروید

و……….


در زمینه به یاد آوری خاطرات گذشته:

برای کسانی که کنجکاو باشند تا از زندگیهای گذشته خود بدانند و یا دلیل از تولد خود را کشف کنند:

1- یافتن دلیل تولد و این زندگی

2-آگاهی از یک یا چند زندگی قبل تر

3- آگاهی از دلیل زندگیهای قبل

4-یادگیری و عبرت از تجربیات گذشته

5-یافتن هدف برای زندگی کنونی

6- پیدا کردن امید و هدفی دوردست

و…………….


اتفاقات و حوادث:

اگر بخواهید در مورد وقوع یا عدم وقوع اتفاقات یا حوادث خاصی اطلاعات بگیرید

مانند زلزله یا طوفان و….اما این سوالات را فقط زمانی می توانید بپرسید که به موقعیت و زندگی شما ارتباط داشته باشد. برای مثال نمی توانید در مورد وقوع طوفان در آمریکا سوال بپرسید مگر اینکه آنجا زندگی کنید و بخواهید عواقب آن را بدانید یا بدانید که چه باید بکنید.


چیزهایی که قبل از تاروت خوانی باید بدانید:

1- اگر سوالتان ارزش پول را دارد آن را بپرسید. قیمت تاروت خوانی امروزه حدود 45 دلار برای هر نفر است بنابراین توجه کنید که پول خود و وقت تاروت خوان را با سوالاتی که خودتان جواب آنها را می دانید هدر ندهید.


2- قبل از دست زدن به تاروت حتما دستهای خود را شسته باشید.


3- سوال خود را کامل و با اطمینان برای تاروت خوان شرح دهید. چنانچه سوال دو پهلو یا نا مفهوم و کلی باشد جوابی که خواهید گرفت نیز دو پهلو خواهد بود. توجه کنید که اگر بخواهید با سوالی گنگ جواب سوال دیگری را بگیرید که نمی خواهید تاروت خوان از آن مطلع شود تاروت هم به شما کلک می زند اگر به آن کلک بزنید. با تاروت خوان صادق باشید تا او نیز با شما صادق باشد. اگر به تاروت خوان خود اعتماد ندارید و یا احساس صمیمیت و نزدیکی با او نمی کنید نزد او نروید بلکه تاروت خوانی را بیابید که با او احساس آرامش می کنید.


4- از وظایف هر تاروت خوان است که رازدار موکلان خود باشد و اطلاعات یکی را به دیگری منتقل نکند حتی اگر برای مثال باشد.


5- فقط زمانی از تاروت سوال بپرسید که خودتان نمی توانید تصمیم بگیرید و راه حل مشکل را نمی دانید یا اینکه بین چند راه حل و تصمیم شک دارید.


6-تاروت خوان به شما کمک خواهد کرد که سوال صحیح را بسازید و بپرسید به این منظور بهتر است به سوالاتی که از شما برای روشن شدن قضیه می پرسد با حوصله و دقت جواب دهید. برای مثال اگر در مورد انتخاب شغلی سوال دارید تاروت خوان از شما خواهد پرسید که چه مدتی است به این فکر افتاده ای و چه شغلی را مد نظر داری این شغل برایت چه معنایی دارد. سوالاتی که از شما خواهد پرسید برای این است که ذهن و فکر شما را فعال کند و ارتعاشات ضمیر ناخودآگاه شما را بالا ببرد تا به این ترتیب به نقطه ای برسید که می توانید حوادث را بهتر دیده و بر اثر ارتعاشات کارت دقیقی را بردارید. همچنین پرسیدن سوالات از آن جهت لازم است که تاروت خوان باید به جدیت و اهمیت این سوال تزد شما اطمینان پیدا کند.


7- تاروت پلی است بین این جهان و جهان نامرئی. کارتها طبق سرنوشت شما سخن می گویند و تاروت خوان تنها تعبیر کننده است.

8- بر اساس سوالی که می پرسید تاروت خوان نوع خاصی از تاروت و نوع خاصی از چینش کارتها را بر می گزیند. توجه داشته باشید که قبل از شروع از نرخ و قیمتها آگاه باشید زیرا هر چه مدت زمان تاروت خوانی  طولانی تر باشد هزینه آن هم بیشتر است. ساده ترین مدلها استفاده از مدل بله/خیر و همچنین مدل دو کارته است که هزینه آن 5-10 دلار خواهد بود.

آگاه باشید که تاروت خوان وقت و انرژی خود را برای کمک به شما گذاشته است و به این وقت بها بدهید.


» تاروت به شما کمک می کند تا با خود دیگرتان آشنا شده و ضمیر نا خودآگاه خود را بیدار کنید. نتیجه جوابی خواهد بود که از خود برتر به شما داده می شود».

Post un

اوت 6, 2011


اساس علوم شمولی: (بخش یک

علوم شمولی Holistic Sciences:

شاخه ای از علم طب هستند که بر شفای علائم و ریشه  ی بیماریها تاکید می کنند . این در حالیست که پزشکی مدرن فقط به دنبال سرکوبی بیماری یا درمان جزیی و مقطعی آن است.

 Holosاز لغت یونانی » هولوس»  » Holistic

به معنی کل و کامل گرفته شده است و به شاخه ای از علوم طبی اطلاق می شود که بیماریها را زبان بدن می دانند. به عبارت دیگر بدن انسان از طریق بیماریها با او گفتگو می کند و نیازها و مشکلاتش را بیان می کند.  مهمترین علم آن است که زبان بدن انسان را بشناسد و نه تنها بیماری را شفا دهد بلکه از بروز دوباره آن جلوگیری کند.

 

یک متخصص علوم هالیستیک معده درد را فقط ناشی از مشکلات معده نمی داند بلکه  آن را مرتبط با سایر اعضای بدن و نوع رژیم غذایی- افکار- احساسات- اهداف- نوع زندگی -سن و جنسیت و بسیاری موارد دیگر بررسی می کند و بر حسب نیاز یکی از روشهای درمانی را برمیگزیند.

علوم شمولی یا کمالگر معتقدند که بروز یک بیماری در بدن  آخرین مرحله بیماری است و ریشه بیماری را در بدن غیر فیزیکی) روحیه و افکار) جستجو می کنند.


همچنین این علوم بروز بیماریها مرتبط با عناصر و موارد متعددی می دانند از قبیل:

-عدم تعادل در افکار – عدم تمرکز

-بر هم خوردن تعادل انرژی در بدن

-ضعیف شدن یا بسته شدن چاکراها

-وارد شدن شوک روحی یا ضربه جسمی

-احساساتی مانند ترس و خشم و تنفر

-صفاتی مانند دروغ گویی و حسادت

-زیاده روی در خوردن برخی خوراکیها مانند شکر- نمک-آرد و…

-از دست دادن امید به خود یا دیگران

-دوری از طبیعت

-افزایش یا کاهش عناصر چهارگانه آب-باد-خاک و آتش در بدن

-رنگ لباس و نوع لباس

و بسیاری موارد دیگر که اغلب کاملا بدون توجه از آنها می گذریم در حالیکه بخش اعظم زندگی را با آنها در تماس هستیم.

برای مثال شنیدن خبر یا مواجهه با موقعیتی که پذیرش آن برای فرد مشکل باشد و به اصطلاح نتواند آن را هضم کند باعث ایجاد مشکل در هضم برخی غذاها می شود که اگر این به صورت عادتی در بیاید و فرد هرگز توانایی پذیرش حقایق زندگی اش را پیدا نکند به مرور زمان بعد از هر وعده غذا باید به قرصهایی مثل رانیتیدین و شربتهای هاضم پناه ببرد که این داروها ریشه اصلی درد او را درمان نمی کنند بلکه موقتا درد را سرکوب می کنند. این معده درد در اصل به دلیل ضعیف شدن چاکرای ناحیه شکمی و نرسیدن انرژی کافی به معده برای هضم غذا رخ داده و آنچه باعث ضعیف شدن چاکرا است همان ناتوانی فکری و شخصیتی در هضم کردن اخباری است که به او رسیده.

بسته شدن یا ضعیف شدن چاکرای شکمی برای مثال می تواند باعث افزایش اسید معده شود به این معنی که عنصر آتش در بدن زیاد شده و با پوشیدن رنگهای تند و آتشین مثل قرمز و حتی نگاه کردن به آنها یا خوردن فلفل قرمز تشدید می شود بدون اینکه فرد بیمار متوجه اثر آنها باشد. به این ترتیب حتی گفتگو با دوستانی که موقعیت آنها یا حرفهایشان برای فرد قابل هضم نباشد باعث بدتر شدن وضعیت او می شود.

علوم هالیستیک معتقدند که چنین مشکلی به مرور زمان سبب درگیر شدن سایر اعضای بدن نیز می شود که به نوبه خود مشکلات پیچیده تر فکری و روحی را رقم خواهد زد. یعنی به طور مثال فردی که توانایی پذیرش پولدار شدن و موفق شدن دوست خود را نداشته ممکن است به صورت حسادت واکنش دهد و سخن تندی بر زبان بیاورد که موجب ضعیف شدن انرژی مثبت در گلو و افزایش بار منفی آن شود که این خود میل به دروغ گفتن و زخم زبان زدن را زیاد کرده منتهی به مشکلات دهانی و دندانی خواهد شد.

این به آن معنا نیست که  حسادت باعث مشکلات حلق و گلو و دندان خواهد شد. بلکه هر حس منفی این کار را می کند. یعنی کسی که از گفتن حرفش می ترسد و نمی تواند حرف دلش را بزند هم دارای باز منفی در گلو و سینه است که در کار حنجره و حلق و قلب اختلال ایجاد می کند.

 

این در حالیست که هیچ یک از این قوانین برای همه بیمارها و بیماریها یکسان نیستند و در هنگام پذیرش بیمار و بررسی شرایط روحی و فکری او مشخص خواهد شد که ریشه بروز درد چیست.

به این ترتیب عدم توانایی در پذیرش حقیقت در یک نفر ایجاد سوءهاضه می کند که با پوشیدن رنگ قرمز بدتر می شود اما همین صفت در یک نفر دیگر که سن و شغل و خانواده متفاوتی دارد باعث ضعیف شدن چشم می شود و در  یک نفر دیگر نیز باعث کم شنوایی و الی آخر.  بنابراین روش درمانی برای هر بیمار نیز خاص خود بیمار است و نوع غذا -دارو- گیاه- تمرینات مدیتیشن و یوگا برای هر بیمار جداگانه طراحی می شود تا بالانس و تعادل عناصر انرژی را به او برگرداند. چنانچه دو نفر که از درد کمر رنج می برند یک تمرین یوگا را انجام دهند ممکن است یکی از آنها بهبود یابد ولی دیگری مریض تر شود چون طبیعت و طبع و زندگی متفاوتی دارد.

اما درمانی که برای بهبود بیماری تجویز می شود اعلب با در نظر گرفتن همه شرایط ذکر شده است که یک به یک ریشه یابی و ترمیم می شوند تا سایر مشکلات فیزیکی نیز که به ظاهر ارتباطی با هم ندارند همزمان بهبود یابند.

ذکر این مطلب نیز لازم است که این روشهای درمانی ارتباطی با اعتقاد داشتن یا نداشتن بیمار ندارند اما توصیه می شود که کار درمان فقط و فقط روی افرادی صورت بگیرد که خود داوطلبانه برای آن درخواست می کنند نه آنکه توسط دیگران مجبور به امتحان کردن شده باشند. برای نمونه زن و شوهری که هیچ کدام علاقه ای به بهبود وضعیت زندگی مشترک ندارند و نمی خواهند چیزی را تغییر دهند معمولا هم برای دریافت انرژی و مشاوره رجوع نمی کنند و معتقدند مشکلی نیست که نیاز به حل شدن آن باشد اما اگر به اصرار اطرافیان درخواست بهبودی روابط خود را بکنند نباید به این درخواست توجه چندانی داشت. تلخ بودن روابط خانوادگی اغلب تحت تاثیر کارما و بسته شدن چاکرای ریشه- ناف و قلب می باشند که از طریق یوگا و رژیم غذایی و یا ریکی به همراه مدیتیشن باز می شوند. تشخیص دلیل بروز مشکل با مشاوره و تستهای مخصوص انجام می شود و چنانچه نیاز باشد درمانهای فردی از طریق ای-اف-تی

و هیپنوتیزم نیز استفاده خواهد شد.

تمام این مطالب و مثالها از آن جهت ذکر شد که پیچیدگی و اهمیت  درمانهای هالیستیک  و یگانه بودن آنها مشخص شود.


علوم شمولی(هالیستیک) یکی از زیرشاخه های علوم ماورایی یا متافیزیک هستند که برای درمان بیماریهای جسمی و روانی و فکری از راههای کاملا علمی و اثبات شده استفاده می کنند. برخی اوقات فاصله بین علوم کمالگر و فیزیک کوانتون کمتر از یک تار مو است و دست در دست یکدیگر برای بهبود وضعیت سلولها و ارتعاشات روح و جسم کار می کنند.


پایه های اصلی علوم شمولی :


۱- انرژی- انرژی اساس تشکیل دهنده کائنات و اجرام فیزیکی از جمله زمین و انواع حیات روی آن است. بدن فیزیکی ما نیز نوعی از انرژی است که به دلیل ارتعاش در موج خاص خود قابلیت فیزیکی ( ماده مرئی) پیدا می کند. بر طبق این نظریه تمامی انرژی موجود در عالم از دو حالت خارج نیست: یا انرژی مونث است و یا مذکر. انرژی مذکر عامل اولیه حرکت کائنات و اجرام و پیشروی زمان است و انرژی مونث ماموریت کنترل و بازگرداندن این عالم به حالت اولیه آن را دارد.


به عبارتی دیگر انرژی مذکر سبب ایجاد بیگ بنگ و تولید گونه های مختلف حیات در اشکال مختلف است و انرژی مونث همواره تلاش می کند که از کثرت بکاهد و به وحدت بازگرداند. یعنی به زمان قبل از وقوع انفجار بزرگ. این افزایش و کاهش انرژی چنانچه به میزان مساوی و متعادل باشد حیات به بهنرین نحو آن ممکن می شود(شرایط تعادل ایده آل یین-ییگ

. بدن انسان نیز نمونه کوچکتری از کائنات است و تا زمانیکه این دو انرژی در بدن مساوی باشند سلامتی وجود خواهد داشت و اگر هر یک از آنها اندکی بیشتر یا کمتر شود بیماری ابتدا در فکر و روان به وجود می آید و سپس به بدن نیز منتقل می شود. ادامه داشتن این روند نامساوی برای مدتهای طولانی سبب ایجاد بیماریهای شدیدتر و عمیق تر می گردد.

در علوم هالیستیک چینی ( تائو- طب سوزنی- طب گیاهی-ماساژ و ضربه درمانی) و همچنین در علوم رزمی آن دیار ( کونگ فو و تای چی ) این اصل همواره رعایت می شود. هر یک از اعضای بدن دارای یک نوع از انرژی می باشند که معمولا اندامهای طرف راست انرژی مذکر بیشتری نیاز دارند و اندامهای سمت چپ بدن با انرژی مونث فعالیت بهتری می کنند. اگرپه این یک قانون کلی نیست و در تعداد قلیلی از افراد ممکن است کاملا وارونه باشد. همچنین نوع انرژی در اندام بدن با چهار عنصر رابطه مستقیم دارد به این معنی که اندامهایی با انرژی مذکر با عناصر باد و آتش تقویت می شوند و با عناصر آب و خاک ضعیف. انرژی مونث نیز با عناصر آب و خاک تقویت شده و با آتش و خاک ضعیف می شود. به این ترتیب تعادل بین آنها برقرار می ماند. به همین صورت انرژی مذکر-اندامها-افکار و احساسات وابسته به آن با خورشید و روز رابطه مستقیم دارند و انرژی مونث با نور ماه و شب همخوانی دارد.

چنانچه به دلیل نوع شغل و فعالیت و حتی افکار یک انسان انرژی مونث قلب افزایش یابد به همین میزان از انرژی مذکر در سایر اعضای بدن کاسته خواهد شد و بیماری عارض می شود. برای بازگرداندن تعادل از دست رفته به بدن یک دسته از حرکات ورزشی و مصرف گیاهان خاص به همراه ماساژ و انرژی تجویز خواهند شد تا بدن به حالت صفر یا تعادل بازگردد.
در علوم شمولی هندوستان ( طب مالشی- آیور ودا- یوگا و ….) برای برقررای تعادل انرژی در بدن و چاکراها تجویز می شوند.
به طور کلی مفهوم انرژی به همین ترتیب در تمام علوم شمولی جهان مخصوصا طب هومیوپاتی دیده می شود.


Post due

اوت 6, 2011


بدن انسان و بیماریها از دیدگاه علم شمولی2

اساس علوم شمولی: بخش دوم

۲- بدنهای نا مرئی و چاکراها:
به طور کلی به غیر از جسمی که با چشم دیده می شود هر انسان 9 بدن دیگر نیز دارد که به صورت لایه هایی بر روی هم و اطراف بدن فیزیکی قرار گرفته اند. برای انرژی رسانی به بدن نیز هفت چاکرای اصلی وجود دارند.چاکراها شبیه ورتکس  یا گرداب هستند که انرژی را به داخل بدن می کشند اما جای چاکرا روی بدن فیزیکی نیست بلکه روی بدن نامرئی قرار گرفته. بدنهای نامرئی که با چشم ما قابل دیدن نیستند اما با روشهای دیگر می توانیم از وجود آنها آگاه شویم. این بدنها نیز درست مانند بدن فیزیکی که استخوان و ماهیچه و اعصاب دارد یک آناتومی خاص دارند که در علم طب جایگزین -آناتومی بدنهای نامرئی مطالعه می شود.مسیر حرکت انرژی

انرژی از بالا و از چاکرای تاج در بالای سر وارد بدن می شود و به چاکراهای دیگر می رسد و به همین صورت از نادیها نیز عبور می کند. نادیها در بدن نامرئی مانند اعصاب در بدن مرئی هستند. پس از ورود به نادیها انرژی وارد سیستم اعصاب , غدد و در آخر خون می شود. بنابراین خون به غیر از اکسیژن که در سیاره زمین وجود دارد به عنصر دیگری به نام انرژی اولیه که از کائنات Cosmos و از طریق چاکراها جذب می شوند نیز نیاز دارد.

  نحوه عبور انرژی از بالا به صورت گرداب به داخل بدن

دلیل اصلی بروز مشکلات عصبی و جسمی بسته شدن یک یا چند چاکرا و عدم رسیدن انرژی حیات اولیه از جهان بالایی است. چنانچه فردی بتواند نادیها و چاکراهای سالم و بازی داشته باشد قادر خواهد بود بدون نیاز به اکسیژن زمینی و خوراک و آب -فقط با مصرف انرژی اولیه زنده بماند. چرا که این انرژی پایه و اولیه منشا حیات از ازل تا ابد است.

بدنهای نامرئی:


1- اولین بدن نامرئی بدن اتری  Etheric Body

است که در فارسی به آن بدن اثیری هم گفته اند. این بدن از آنجا اتری خوانده شده که مانند اتر از جنس گاز و بسیار رقیق است.

بدن اتری اولین لایه را در اطراف بدن مرئی را تشکیل می دهد. این بدن به جای سلول از ذرات ریز انرژی که مانند نخهای نوری هستند ساخته شده است. ساختمان این بدن درست مانند بدن فیزیکی است و همان اندامها و ماهیچه ها را داراست.

بدن اتری از بدن فیزیکی بزرگتر است و تا 5-6 سانتی متر از اطراف بدن فیزیکی بیرون زده است , سرعت نبض آن 15-20 چرخش در دقیقه است ( منظور ارتعاش و چرخش بدن است چرا که این بدن حالت رقیق و سیالی دارد که مداوم در حرکت است)

رنگ این بدن از آبی روشن تا خاکستری تغییر می کنند. آبی غالبا برای افراد حساس و عاطفی و خاکستری افراد ورزشکار با ماهیچه های بزرگ هستند.


چاکراها در این بدن مانند شبکه ای از تور به فرم  گرداب هستند.


2- بدن احساسی  Emotional Body:

دومین لایه اطراف بدن فیزیکی بعد از بدن اتری واقع شده و نام آن بدن احساسات است. این بدن رقیق تر از بدن اثیری بوده و  اندازه آن 9-10 سانتی متر بزرگتر از بدن فیزیکی است و احساسات را در بر می گیرد.  ساختمان آن از بدن فیزیکی متفاوت است و به جای اندامها و ماهیچه ها اجزای ابر مانندی دارد که مانند مایع سیالی حرکت می کنند.

این بدن شامل همه رنگهای رنگین کمان است و رنگ آن بر حسب حالات و روحیات فرد تغییر می کند. در زمان شادی و هیجان به رنگهای تند و واضح مانند قرمز شفاف و در زمان خشم به رنگهای کدر و سایه دار در می آید.

هاله سمت چپ متعلق به یک فرد سالم و هاله سما راست همان فرد در هنگام خشم و عدم تعادل فکری و عاطفی است.

شکل چاکراها در این بدن مانند گردابی است به رنگهای مختلف رنگین کمان. برای مثال چاکرای ریشه (اول) که در ناحیه مقعد واقع است به صورت گردابی قرمز رنگ و چاکرای پنجم ( گلو) به رنگ آبی آسمانی هستند.


3- بدن فکری- روانی: Mental Body

سومین هاله ای که اطراف بدن فیزیکی را گرفته بدن فکری/روانی است که بزرگتر از بدن احساسی و از جنس بسیار رقیق تری است.

آنچه مربوط به  افکار و روحیات انسان است در این بدن قرار دارد و غالبا به رنگ زرد روشن در اطراف ناحیه سر و سانه قابل روئیت است. رنگ آن متناسب با فعالیت فکری انسان تغییر می کند. یعنی در هنگام تمرکز رنگ آن براقتر و در زمان پریشانی رنگ تیره دارد.

این بدن 16- 17 سانتی متر از بدن فیزیکی بیرون می زند و ساختار آن از ایده ها و عقاید تشکیل شده و شبیه بدن فیزیکی اما بزرگتر است و به جای اندام دارای حبابها و اشکال نورانی متعدد است که با تمرکز بهتر و روشنتر می شوند.

4- بدن ستاره ای:Astral Body

چهارمین لایه بدن ستاره ای یا آسترال است که بی شکل بوده و از ابرهای رنگی و زیبایی تشکیل شده است که رنگ گل سرخ غالبترین رنگها در این بدن است.

چاکراها  به صورت مخروط و گرداب و به رنگ گل سرخ آراسته هستند. وقتی کسی عاشق می شود رنگ قرمز آتشینی در ناحیه چاکرای قلب آنها در بدن ستاره ای قابل مشاهده است. همچنین دو فردی که رابطه عاشقانه دارند توسط رشته های طلایی رنگی از ناحیه چاکرای قلب به هم متصل می شوند اگرچه این رشته ها در سایر هاله ها نیز وجود دارند. ارتباطات و گفتگوهای زیادی بین انسانها از طریق بدن ستاره ای صورت می گیرد که این گفتگوها شبیه حبابهای رنگی از سویی به سوی دیگر پرواز می کنند و به فردی می رسند. برای مثال وقتی تلاش می کنید که به کسی توجه نکنید یا وانمود کنید که توجه نمی کنید بدن سناره ای شما به سوی آن فرد پیامهای متعددی می فرستد و بین شما و آن فرد گفتگوی بی صدایی برقرار می شود و آن فرد حتی ممکن است به سوی شما آمده و سر گفتگو را باز کند.


5- قالب اتری: Etheric Template Body

پنجمین لایه قالب اثیری است چون همه فرمهایی را که در عالم فیزیکی وجود دارند در بر می گیرد. این بدن شبیه نگاتیو عکس است و قالبی است برای لایه اثیری. لایه اثیری انرژی خودش را از این قالب می گیرد و در واقع ایت قالب حکم نقشه ساختمان را دارد که 1-2 متر از اطراف بدن را احاطه می کند. هر مشکلی یا نقصی در بدن اتری پیش آید توسط قالب تعمیر خواهد شد. چگونه؟

لایه پنجم جایی است که صدا و ارتعاش تولید ماده می کند یعنی می توان با تولید صدا و کلام یا موسیقی عملا چیزی را خلق کرد. انوار جدید خلق شده توسط این لایه مانند تیرآهن یا میلگرد هستند که از بعد و جهانی بالاتر از لایه پنجم به این جهان آورده می شوند تا بدن اثیری را تعمیر کنند.

قالب اثیری مهمترین هاله است چرا که شامل همه انواع و اشکال حیات و فرمهای موجود در عالم می باشد و هر چه نیاز باشد در این لایه قابل یافت و دسترسی است. شکل و اندازه و مشخصات بدن اثیری و بدن فیزیکی نیز طبق نقشه ای که در قالب اثیری وجود دارد رشد کرده و بزرگ می شوند و هر چیزی را که بخواهیم در بدن فیزیکی تغییر دهیم یا تعمیر کنیم باید از قالب و زیربنای بدن اثیری شروع کنیم.

به همین صورت تمام اشکال حیات طبق این نقشه ایجاد شده اند و با دسترسی به این طبقه می توان از هیچ هر چیزی را خلق کرد.

قالب اثیری نمونه ای از بدن اثیری- احساسی-روحی و ستاره ای و بدن فیزیکی را داراست و از هر اندام و عضو و هر چاکرا نیز یک نمونه در این قالب هست اما با بار منفی چرا که در خلآ و عمق فضایی بی انتها که متصل به بعد دیگری قرار دارند.


6- بدن آسمانی: Celestial Body

هاله ششم بدن آسمانی است که نام دیگرش بدن احساسی در بعد عرفانی است.

این بدن تا چندین متر اطراف بدن فیزیکی را احاطه کرده و از طریق این بدن است که تجربیات الهی و عرفانی لمس می شود. دسترسی به این بدن با مدیتیشن و بسیاری دیگر از راههای سلوک و تحول ممکن است.

این بدن ما را به آسمانها و کائنات وصل می کند و از طریق این بدن است که می توانیم نو را دیده و عشق را در هر چیزی حس کنیم. حالتی که با خدا یکی می شویم حالتی است که شعور و آگاهی خود را در لایه ششم بیدار کرده ایم.

عشق بدون شرط به همه موجودات عالم ( عشق روحانی به جای جسمانی)و باز بودن چاکرای قلب در همه حالات لازمه حس کردن بدن آسمانی است.

7- بدن کثیری یا الهی: Ketheric Body

بدن کثیری هفتمین هاله اطراف بدن است که تا 10 متر از اطراف بدن قرار گرفته و شکل خارجی آن تخم مرغی است در حالیکه داخلش نمونه ای از تمام بدنها و هاله های مربوط به زندگی کنونی را دارد.

ساختار بسیار دقیقی دارد که از نخهای نوری به رنگ طلایی و نقره ای ساخته شده و بسیار محکم است که شکل و فرم بدنهای دیگر – چاکراها و بدن فیزیکی را حفظ می کند. لایه خارجی این هاله بسیار استوار و کلفت است به طوریکه می تواند تمام لایه های دیگر و بدنها را از نفوذ و ضربه حفظ کند. همه چیز در این لایه به رنگ طلایی است. ارتعاشات این هاله به همه چاکراها می رسد و شخصیتها و اطلاعات زندگیهای قبلی انسان نیز در این لایه به صورن نوارهای رنگی از جنس نور ذخیره می شوند. نواری که در ناحیه گردن و گلو متصل باشد معمولا مربوط به زندگی گذشته ای است که اثر آن هنوز در این زندگی وجود دارد و شما در حال حل و رویارویی با کارمای آن هستید.

بدنهای فضایی Cosmic Bodies

علاوه بر این هفت لایه- دو لایه دیگر که بسیار بسیار بزرگتر و وسیع تر هستند نیز وجود دارند که آنها را لایه های فضایی می نامند و در بعد دیگر و بالاتر به سر می برند. لایه هشتم و نهم مانند کریستال بوده و ارتعاشات بسیار بالایی دارند. لایه هشتم شبیه مایعی رقیق است و لایه نهم قالب لایه هشتم است. در مورد این لایه های اطلاعات بیشتری کشف نشده است.

____________________________________________________

منبع: کتاب HANDS OF LIGHT by Barbara Ann Brennan



مدتهای مدیدی است که می خواهم بنویسم ولی منصرف می شوم. به قدری حجم اطلاعات جدید زیاد است که کامپیوتر هم منفجر می شود چه برسد به مخ من بیچاره! بعد هم که تصمیم می گیرم بنویسم ملاحظه حال خواننده ها را می کنم که با خواندن مطالب و حقایق تلخ حالشان از این که هست بدتر خواهد شد…ول می کنم و می روم بیرون…هر چه را می بینم مرا به یاد توطئه ها و برنامه ریزیهای  نظم نوین جهانی می اندازد و وقتی می بینم که چقدر سریع به آن دوره وحشتناک نزدیک می شویم با خودم عهد می کنم که بیکار ننشینم و اندکی از آنچه  می دانم را به طور ساده بنویسم…وقتی به خانه بر می گردم و به عمق فاجعه فکر می کنم باز منصرف می شوم.. به من چه ربطی دارد که ساعتها بنشینم و ترجمه کنم و خودم را بکشم تا جملات فارسی در ذهنم ساخته شوند…چرا اینکار را بکنم وقتی هزار کار بیخود دیگر هم دارم که انجام دهم!! در نهایت به نظر من همه کارهایی که در دامن ما به اجبار گذاشته شده بیخود هستند مخصوصا کارهای مسخره ای مثل درس خواندن و امتحان دادن و یا دنبال لقمه نان دویدن…فکر می کنم که شاید بهتر باشد در زمان به عقب برگردم..مثلا قرن ۱۸…یا نه…زمان مصر باستان…بعضی ها فکر می کنند که آن زمان امکانات این دوره نبوده است ولی غافل از این حقیقت هستند که هر چه به جلو می رویم تمدن انسانی و وجدان بشری و از همه مهمتر عقل و شعور رو به تنزل می رود. ۶ میلیارد و نیم هم موش آزمایشگاهی در دسترس هست و زمین هم برای دفن کردن لاشه های موشها کافی خواهد بود…اینطور فکر نمی کنید؟! نه کسی می فهمد شما که هستید نه کسی فرصت می کند به یافته ها و ارزشهای شما فکر کند. بدون هیچ اثری می آییم و می میریم. عده ای هم که دلشان بسیار خوش است و از دنیا و مافیها بی خبرند دنبال یافتن جفت مناسب برای ارضای غریزه و بقای نسل می باشند…باشد…آنها هم دنیای کوچک خودشان را دارند و من سرزنششان نمی کنم ولی به شرطی که کاری به کار من نداشته باشند که بی نهایت خسته و عصبی هستم !

بلاخره بعد از کش و قوس بسیار «دی ژرونال» را ساختم. اینجا فقط از جن و روح و حقایق تاریخی…حرف نمی زنم. از مسائل دیگر هم خواهم گفت مثل جادوگری – انواع جادو و مهمتر از همه در مورد روشهای خودسازی و خودشناسی تا جایی که ممکن باشد خواهم گفت. دیگر اینکه از درمان بیماریها و آنچه که دکتران به شما نمی گویند…متد تهیه انواع عودها و چایهای شفا آور. همینطور پرده برداری از بزرگترین دروغهای پزشکی و غیر پزشکی ! مواد مخدر آشنا و مواد مخدری که هر روز مصرف می کنیم بدون اینکه با آن آشنا باشیم….الی آخر.

برای پیش بردن این وبلاگ به کمک و نظرات شما نیاز شدید دارم چون بسیار خسته هستم و دلیلش را هم نمی دانم.شاید سالهای متمادی تحقیق و تفحص باشد که البته هیچ وقت تمام نمی شود و من همیشه دانشجوی طبیعت و کائنات باقی خواهم ماند. پس ساپورت و پشتیبانی تا جایی که امکان دارد با گذاشتن کامنت و ایمیل بکنید.

تذکر غیر دوستانه هم به افراد بیکاری که وبگردی می کنند و بدون داشتن سواد کافی حرف می زنند این است که به این وبلاگ مراجعه نکنید مخصوصا برای وقت گذرانی..به جای آن بروید سر کوچه و آفتاب بگیرید و روی اعصاب ما هم راه نروید.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.